بگذار بگذرد ...
سوسو زدی و من به هوای تو آمدم
پس حقم این نبود که خاکسترم کنی
چیزی نمانده از من ِ آن روزهای من
گل داده ام که باد شوی پرپرم کنی ...
(مهدی فرجی)
مغرور می شوم وقتی که با منی
یک آسمان خیال، آرامش منی
ای خوب مهربان، وصفت چه سخت شد
وقتی برابرم عشق تو سرد شد
بگذار بگذرد
بگذار لحظه هام آرام بگذرد
بر روی من بخند
بگذار زندگیم در خواب بگذرد
شیرین ترین شود دنیای من همین
وقتی گرفته ای در خاطرم کمین
این خنده های تو
- در کنج سادگی -
این خواب های ناز
- رویای کودکی -
ای واژه های تلخ، از من رها شوید
حاجت به توبه نیست، با من روا شوید

پ. ن ۱.:
از تو نوشتن چقدر سخت شده
وقتی مدام از خاطرم گریزانی ...
پ.ن ۲:
پلک دلم می پرد
شاید اینبار به اسم کوچک صدایم کرده باشی!
پرنیان - دل آرام (خرداد ۹۰)

