دلم می خواست امشبم یه جوور خاص باشه
خدا جونم شکرت که اینطور شد از سر شب با الهام هم دل بودم با هم حرف زدیم بعدشم که برام غزل نوشت مست شدیم از خوندنشون و مداحی وب م. ه. عزیز که دیگه نور علی نور بود امشبم قشنگ شد قشنگ تر از تمام شبهای تنهایی ای که می شد باشه و نشد
ممنون الهامکم ممنون معصومه جان ممنون خدا جوون که اونقدر با دلامون مهربونی
هوای دل دوستامو داشته باش زیاد زیاد و دل آرامشون باش
آمین
.
.
.
آقا منم گدای قدیمی این درم
عمریست گرد کرب وبلایت کبوترم
خوبم شناختید منم بی حیا گدا
رزق از شما گرفتم و بر بام دیگرم
من آبروی نام شما برده ام ولی
گویند مردمان که در این خانه نوکرم
ای عاشقان صدای دل زار بشنوید
من از تمام خلق جهان بی وفا ترم
من هجر یار دیده ام و زنده ام
این شرط عاشقی نبود خاک بر سرم
بیچاره عاشقی که نرفته است کربلا
بیچاره تر کسی که نمرده است در حرم
حق با شماست اذن وصالم نمی دهید
اما دگر نوای دلم را کجا برم
آقا مرا نگاه بکن گرچه با غضب
دستی به غیر دست شما نیست بر سرم
گر یک نفس ز عمر من خسته مانده است
نام حسین می رسد از آه آخرم
مهدی بقایی
اصلن حسین جنس غمش فرق می کند
این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند
اینجا گدا همیشه طلبکار می شود
اینجا که آمدی کرمش فرق می کند
شاعر شدم برای سرودن برایشان
صد مرده زنده می شود از ذکر یا حسین
عیسی خانواده دمش فرق می کند
از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش
معلوم می شود حرمش فرق می کند
با پای نیزه روی زمین راه می رود
خورشید کاروان قدمش فرق می کند
علی زمانیان
دیگر برای اهل بهشت آرزو شدی
وقتی عمود از سر تو آرزو گرفت
خیلی گران تمام شدی آب خواستن
یک مشک در قبیله ی ما یک عمو گرفت
آقای من کوچک نشد مقام تو؛ نه
تازه کربلا با آب ریخته ات آبرو گرفت
گیرم دو دست و علم و مشک تو افتاد
برخیز فدای سرت انگار نه انگار