باز هم اینبار تو را آرزو کردم
نه...
آرامش تو را آرزو کردم
بگذار من دهانت را شیرین کنم
مثل دیروز هایی که گذشت و تو شیرینش کردی!
شاید این بهانه ای شود تا این بار خوب در چشم هایت خیره شوم
تا همیشه در باور نگاه هایم بمانی ...
پرنیان - دل آرام
تیر ماه ۹۰

سپاسمند دوستی هاتون هستم
قدم به چشم در وبلاگ مهر مادری

شبی دارم چراغانی، شبی تابیدنی امشب
دلی نیلوفری دارم، پری بالیدنی امشب
شبی دیگر، شبی شب تر، شبی از روز روشن تر
شبی پر تاب و تب دارم، تبی باریدنی امشب
نه در خوابم، نه بیدارم، سراپا چشم دیدارم
که می آید به دیدارم، ... نادیدنی امشب
(قیصر - امین پور)

یک سال نوشت دیگر هم کم شد
ولی این بار خیلی دلم آرومه
چون عوضش دوستایی رو تو این یک سال از خدای مهربونم هدیه گرفتم که حس می کنم حتی برای لحظاتی کنارشون بودن برات قد دنیا می ارزه
و این هم یه کوچولو از دلانه هاشون که تو خاطرم موندگار شدن
شیوای عزیز من, هم نفس لحظه های بی تابیم:
گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس, شیرها خاطرشان هست که آهوی منی
پریزاد همیشگی تو قلبم: در نهایت ناراحتی و درد بود و برام نوشت:
تو یک آسمان شور عشقی – گهی پرنیانی, گهی زعفرانی
یکتای هم نفس من, یکی که تو شبات صدات می کنه و می گه عزیزم بیا و برام لالایی عشق بخون:
وقتی قرار شد من بی قرار تو باشم و تو تنها قرار زندگی من باشی،از هرچه بی قراریست بی قرارترم
الهام نازنینم: برو همپای احساسم ولی آهسته آهسته / داری کم می شی از عمرم ولی آهسته آهسته ...
برام تو تلخ ترین لحظه هام نوشت:
هیچ کس اندازه خدا بنده هاشو دوست نداره – راضی باش و بسپار به خودش و چقدر این حرف از دل الهام کوچولوی من برام آرامش آورد
باران همیشگی: که همیشه دلم می خواد وقتای ناراحتیم غصه هامو بدم دستش تا با دستای اون بره سمت آسمون – از یادم نمی ره تو تلخ ترین لحظه هام کنار بارگاه بانوی مشرق زمین برام آخرین پیام پریزاد رو تکرار کرد: هنوز خدایی هست که بودنش جبران تمام نبودن هاست, شکر...
و برام نوشت: همیشه به طلب بریم به ساحت دوست، نه اینکه طلبکار دوستمون باشیم و من چقدر دلم با این جمله به تمام دوستی هام صادق موند
خاله رهاترین من: همیشه و همیشه حسش می کنم و اون صدای گرمش کنار بارگاه امام رئوف از یادم نمیره:
مراقب اسمانی ترین دلارام پرنیانی من باش
مهرداد نصرتی مهربونم:
نسیم دانه را از دوش مورچه انداخت ... مورچه دانه را دوباره بر پشتش گذاشت و به خدا گفت: گاهی یادم می رود که هستی, کاش بیشتر نسیم می وزید
پرنیان عزیز من – خوب مهربانم که نیمه شب برام یه بسته مهربونی فرستاد و من با تمام وجود حسش کردم
تو باران تنم کن و زیر چشمانت بگیر, قطره ... قطره تو را گریه می کنم, می خواهی بروم لباس های خدا را برایت بدوزم؟
دریایی ترین زهرای دنیای من: که همیشه وقتای دلتنگیم حسش می کنم:
گفتم دوستت دارم, نگو نظر لطفته, چون نظر لطفم نیست, نظر دلمه
فال حافظ: گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است، طلب از گمشدگان لب دریا می کرد
بهانه عزیزی که اشکام و از راه دور حس کرد و اونقدر بهانه آورد تا راضیم کنه باهاش همراه شم تا برام یه حرفایی رو تکرار کنه:
بی خبرم می گذاری, تا بی خبر از دنیـــــــــا آرام کنج این روزگــــــــار بخوابم!!
فانی نازنین من:
وقتی لبخند دنبال جایی برای نشستن می گردد, آرزو می کنم لبانت آن نزدیکی باشد
مهتاب نازنین: با نوشته هاش می رم تا مرز خوبی ها:
چه زود از دست می دهیم چیزهایی راکه برای به دست آوردن شان سالها منتظر مانده ایم.
زهره احمدی عزیز: که دلش خیلی آسمونیه,
خدایم را دوست دارم و باوفاتر از او سراغ ندارم, شاید به رسم همین وفاداریست که دوستانم را به او می سپارم
زینت سادات عزیزم: با نوشته هاش می رم تا آسمونا:
امشب را بیش از همیشه ای روزگارانی دوست دارم که فرصت زیستنشان در سرنوشتم نوشته شده است...امشبی که عطر حضورت و افتخار داشتنت پیچیده در جان لحظه هاَ...
دکتر امیری بزرگوار: که یه روز صبح تو نهایت دلتنگیم شد سبب ساز آرامش دلم:
آرزوهایت را برآورده می کند, آن خدایی که آسمانی را برای خنداندن گل می گریاند
آِیدای شیرین من:
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند, آسمان را دریاب
مریم پیله ور نازنینم: از کنار گنبد امام رئوف یادم کرد:
سنگینی اشکی به چشمانم نشسته بگذار روی شانه های تو ببارم
امو کوچولوم: که اون دل کوچیک و عاشقشو باید بوسید
گلای بهشته عزیزم: برام بوی بهترین ها هدیه های آسمونی رو می دن
و استاد امیریان، گیسوی عزیز؛ فرینوش مهربونم، محبوبه نازنین، آفتاب همیشگیم؛ بهناز جعفری عزیز؛ مریم و مهزاد دوست داشتنیم، آیه مهربونم و همه ی عزیزترین هایی که برام یادگاری گذاشتن و شرمنده شدم اگر اسمشونو نیاوردم
خدای خوبم
همیشه مرا دوست مهربان
شکر برای تمام این هدیه های خوبی که برام بی منت فرستادیشون