هم شانه های گم شده ام!

دستم را بگیر 

پنج انگشتت پایان می دهد این بهانه پنج حرفی ام را

آ

ر

ا

م

ش

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

 

چه رسم تلخیست

فقط وقتی چشمانم بارانی می شود

صدایت  با من مهربان می شود ...

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

 

خود واقعیت را نمی خواهم!

خیالت شیرین تر بود

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

 

چقدر انتظار این روز را می کشیدم ...

نگاهم می کنی

گونه هایم خیس می شود

نمی دانم دل خدا شکست وقتی تلخ نگاهم کردی

یا از حوصله چشمانم سر زدی

ولی باز هم دلم می خواهد این را بخواهم

خدای من

امروزم را نگه دار ...

 

 

پرنیان - دل آرام

تیر ۹۰

 

تکرار می شوم در خودم ...

 

بی تو از تمام کوچه های با تو بودنم رد می شوم

 اما دلم جا می ماند...

.

.

.

و تو می روی تا خودت را از تمام تار و پود خیال بچه گانه ام بیرون کشی

چشم می گذارم تا از خیالم رد شوی، اما تو خودت را در تمام تنهایی هایم گم می کنی

و من باز هم پیدایت می کنم

برمی گردم، دلم را بر می دارم

و در چشمانی که با تلخند نگاهش می کنند، خیره می مانم

همه شان یک شکل دارند و آن هم چشمان توست

خوب می شوم ؛آنقدر خوب که می خندم بر تمام اشک هایی که بی امان می باریدند

و بر شب هایی که تلخ گذشتند، نه ، نگذشتند

ماندند و در دلم سنگ تراشیدند

...

اما باز همان کوچه های شهر من

و تو دوباره تکرار می کنی ام در خودم

خودم را حبس می کنم در خلوتم تا دور شوی و گم شوی در تمام نبودن هایت

و هر قدر بیشتر پناه می دهم خودم را، باز در خاطرم صدای تو را واضح تر می شنوم

هر روز با اسم کوچک صدایم می کنی به خیالم به خیالم به خیالم

 

در تنهایی عاشق شده ای؟

و تمام حس خوب بودن خیالی ات را با یک شانه به دوش کشیده ای ؟

مثل طعم خرمالوی کال می شوم و در خودم جمع تر؛ وقتی می بینم هستی در خیالم و هنوز هستی در زندگیم اما دیگران نمی بینند تو را...

 

 

پ.ن.: دلت را اسیر کسی کن که پرواز را به تو بیاموزد، حتی اگر قفست کوچک تر شود...

 

پرنیان- دل آرام

تیرماه ۹۰

 

پرنیان نوشت

 

یک آسمان ستاره پولک نشان

تقدیم قلب عاشق و زیبایتان

 

بهار-بيست دات كام تصاوير زيبا سازی وبلاگ www.bahar22.com

این کنج مانده های دلم را

بر بال ابرها

می سپارمشان

تا برایت

سایه باشند

 

تقدیمی از رهای نازنین

 

 

تقدیمی از الهام تفرشی عزیز

 

بخند مال من تمام رنج و تب هات


 بخند زیبا شده منحنی ِ لب هات


برای روشنی ِ آسمان چشمت


ستاره می چسبانم به سقف شبهات

 بهار-بيست دات كام تصاوير زيبا سازی وبلاگ www.bahar22.com

 

پرنیان آسمانی

زمینی شدنت مبارک  

 

 

اینبار با زبان من

 

آرام بخواب

.

.

.

من همان ستاره تبعیدی به دورترین کهکشان راه خیالی ات می شوم ...

 

Sleep peacefully

.

.

.

I’ll be that exiled star to the farthest visionary way galaxy of yours

 

 

شوق پر کشیدن است در سرم قبول کن

دل شکسته ام اگر نمی پرم قبول کن

این که دورِ دور باشم از تو و نبینمت

جا نمی شود به حجم باورم، قبول کن

گاه، پر زدن در آسمان شعرهات را

از من، از منی که یک کبوترم قبول کن

در اتاق رازهای تو سرک نمی کشم

بیش از آن چه خواستی نمی پرم، قبول کن

قدر یک نفس که خلوتت به هم نمی خورد

گاه نامه می برم می آورم، قبول کن

گفته ای که عشق ما جداست، شعرمان جدا

بی تو من نه عاشقم، نه شاعرم، قبول کن

آب ...

وقتی آب اینقدر گذشته از سرم

من نمی توانم از تو بگذرم قبول کن

"مهدی فرجی"

 

 پ.ن.۱: ساده ترین اتفاق زندگیم؛چه قدر سخت در خاطرم نشسته ای ...

پ.ن.۲: من ساعت خواب هایم را در آخرین نگاه تو جا گذاشته ام ...

پرنیان - دل آرام

تیرماه ۹۰

تولد نوشت

 

باز هم اینبار تو را آرزو کردم

نه...

آرامش تو را آرزو کردم

بگذار من دهانت را شیرین کنم

مثل دیروز هایی که گذشت و تو شیرینش کردی!

شاید این بهانه ای شود تا این بار خوب در چشم هایت خیره شوم

تا همیشه در باور نگاه هایم بمانی ... 

پرنیان - دل آرام

تیر ماه ۹۰

 

سپاسمند دوستی هاتون هستم

قدم به چشم در وبلاگ مهر مادری 

 

بهار-بيست دات كام تصاوير زيبا سازی وبلاگ www.bahar22.com

شبی دارم چراغانی، شبی تابیدنی امشب

 

دلی نیلوفری دارم،  پری بالیدنی امشب

 

شبی دیگر، شبی شب تر، شبی از روز روشن تر

 

شبی پر تاب و تب دارم، تبی باریدنی امشب

 

نه در خوابم، نه بیدارم، سراپا چشم دیدارم

 

که می آید به دیدارم، ... نادیدنی امشب

 

(قیصر - امین پور)

 بهار-بيست دات كام تصاوير زيبا سازی وبلاگ www.bahar22.com

یک سال نوشت دیگر هم کم شد 

ولی این بار خیلی دلم آرومه

چون عوضش دوستایی رو تو این یک سال از خدای مهربونم هدیه گرفتم که حس می کنم  حتی برای لحظاتی کنارشون بودن  برات قد دنیا می ارزه

و این هم یه کوچولو از دلانه هاشون که تو خاطرم موندگار شدن

 

شیوای عزیز من, هم نفس لحظه های بی تابیم:

گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس, شیرها خاطرشان هست که آهوی منی

پریزاد همیشگی تو قلبم: در نهایت ناراحتی و درد بود و برام نوشت:

تو یک آسمان شور عشقی – گهی پرنیانی, گهی زعفرانی

یکتای هم نفس من, یکی که تو شبات صدات می کنه و می گه عزیزم بیا و برام لالایی عشق بخون:

وقتی قرار شد من بی قرار تو باشم و تو تنها قرار زندگی من باشی،از هرچه بی قراریست بی قرارترم

الهام نازنینم:  برو همپای احساسم ولی آهسته آهسته / داری کم می شی از عمرم ولی آهسته آهسته ...

برام تو تلخ ترین لحظه هام نوشت:

هیچ کس اندازه خدا بنده هاشو دوست نداره – راضی باش و بسپار به خودش و چقدر این حرف از دل الهام کوچولوی من برام آرامش آورد

باران همیشگی: که همیشه دلم می خواد وقتای ناراحتیم غصه هامو بدم دستش تا با دستای اون بره سمت آسمون – از یادم نمی ره تو تلخ ترین لحظه هام کنار بارگاه بانوی مشرق زمین برام آخرین پیام پریزاد رو تکرار کرد: هنوز خدایی هست که بودنش جبران تمام نبودن هاست, شکر...

و برام نوشت: همیشه به طلب بریم به ساحت دوست، نه اینکه طلبکار دوستمون باشیم و من چقدر دلم با این جمله به تمام دوستی هام صادق موند

خاله رهاترین من: همیشه و همیشه حسش می کنم و اون صدای گرمش کنار بارگاه امام رئوف از یادم نمیره:

مراقب اسمانی ترین دلارام پرنیانی من باش

مهرداد نصرتی مهربونم:

نسیم دانه را از دوش مورچه انداخت ... مورچه دانه را دوباره بر پشتش گذاشت و به خدا گفت: گاهی یادم می رود که هستی, کاش بیشتر نسیم می وزید

پرنیان عزیز من – خوب مهربانم که نیمه شب برام یه بسته مهربونی فرستاد و من با تمام وجود حسش کردم

تو باران تنم کن و زیر چشمانت بگیر, قطره ... قطره تو را گریه می کنم, می خواهی بروم لباس های خدا را برایت بدوزم؟

دریایی ترین زهرای دنیای من: که همیشه وقتای دلتنگیم حسش می کنم:

گفتم دوستت دارم, نگو نظر لطفته, چون نظر لطفم نیست, نظر دلمه

فال حافظ: گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است، طلب از گمشدگان لب دریا می کرد

بهانه عزیزی که اشکام و از راه دور حس کرد و اونقدر بهانه آورد تا راضیم کنه باهاش همراه شم تا برام یه حرفایی رو تکرار کنه:

بی خبرم می گذاری, تا بی خبر از دنیـــــــــا آرام کنج این روزگــــــــار بخوابم!!

فانی نازنین من:

وقتی لبخند دنبال جایی برای نشستن می گردد, آرزو می کنم لبانت آن نزدیکی باشد

مهتاب نازنین: با نوشته هاش می رم تا مرز خوبی ها:

چه زود از دست می دهیم چیزهایی راکه برای به دست آوردن شان سالها منتظر مانده ایم.

زهره احمدی عزیز: که دلش خیلی آسمونیه,

خدایم را دوست دارم و باوفاتر از او سراغ ندارم, شاید به رسم همین وفاداریست که دوستانم را به او می سپارم

زینت سادات عزیزم: با نوشته هاش می رم تا آسمونا:

امشب را بیش از همیشه ای روزگارانی دوست دارم که فرصت زیستنشان در سرنوشتم نوشته شده است...امشبی که عطر حضورت و افتخار داشتنت پیچیده در جان لحظه هاَ...

 دکتر امیری بزرگوار: که یه روز صبح تو نهایت دلتنگیم شد سبب ساز آرامش دلم:

آرزوهایت را برآورده می کند, آن خدایی که آسمانی را برای خنداندن گل می گریاند

آِیدای شیرین من:

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند, آسمان را دریاب

 مریم پیله ور نازنینم: از کنار گنبد امام رئوف یادم کرد:

سنگینی اشکی به چشمانم نشسته بگذار روی شانه های تو ببارم

 امو کوچولوم: که اون دل کوچیک و عاشقشو باید بوسید

گلای بهشته عزیزم: برام بوی بهترین ها هدیه های آسمونی رو می دن

 

و استاد امیریان، گیسوی عزیز؛ فرینوش مهربونم، محبوبه نازنین، آفتاب همیشگیم؛  بهناز جعفری عزیز؛ مریم و مهزاد دوست داشتنیم، آیه مهربونم و همه ی عزیزترین هایی که برام یادگاری گذاشتن و شرمنده شدم اگر اسمشونو نیاوردم

خدای خوبم

همیشه مرا دوست مهربان

شکر برای تمام این هدیه های خوبی که برام بی منت فرستادیشون