یه حسی دارم این روزا / شاید مردم حواسم نیست ...
مرده ام ...
درست از آن زمان که دستهایت را نداشتم..
از همان روزی که نگاهت را از من گرفتی..
مردن که به نفس نکشیدن نیست..
همین که باشی و نبینمت مرده ام..
همین که دوستت دارم هایت را از من دریغ کنی..
همین که شانه ای نباشد برای شب گریه هایم..
همین که کم بیارمت در تکرار هر روزه ی تلخ خودم..
همین که نباشی - نیایی - برنگردی و نداشته باشمت..
مرده ام...
و تو در خیالت فکر می کنی هنوز آن دورترها زنی هست که انتظارت را می کشد ...
نه جانم!!!
این همه فعلی که با نبودنت برایم ساخته ای
مرا از زندگی برد ...
زهره احمدی - اردیبشهت 92
تقدیم به شیوا و آرام عزیزم ...
کاش تو اینجا بودی
خوب میشدیم!
بههم سلام میکردیم
دوست میداشتیم
دستهایِ هم را میگرفتیم وُ
بههم چای تعارف میکردیم
کاش تو اینجا بودی
خوب میشدیم!
برای هم خوب میشدیم وُ
برای همه، خوب
آخر باهم که خوب باشیم
میخندیم
به روز لبخند میزنیم وُ
به شب
"افشین صالحی"
از روزهای رفته نگو
روزهای مانده را تعریف کن
با چند ماه
خداحافظی کنم
به چند خورشید سلام
تا بیایی .... ؟!
فریبا عرب نیا
اینجا رو از دست ندین
http://fathebagh.blogsky.com/
به قلم پرنیان فتح باغ عزیز