دو بال پر زدنت را قنوت اشکت کن / ببین برای پریدن عجب سبکباری
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید
برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید ..
"خدیجه پنجی"

در آسمان طوس جا به کنار تو می کنم
احساس وصل حق به جوار تو می کنم
یک حج به نامه عملم ثبت می شود
با هر قدم که رو به دیار تو می کنم
بر یازده امام چو دلتنگ می شوم
می آیم و طواف مزار تو می کنم
.jpg)
زلال اشک تو از چشمة خلوص دل
همیشه إذن دخولِ زیارت است اینجا
درست وقتی که دلم می خواست یه صدای خیلی بلندی تو گوشم زمزمه کنه
صدام کرد
مطمئنم خیلی حواسش جمعمه (شکرش)
برم کنار ضریحش زیر ایوون طلاش رو به سقاخونه ش دلم و بدم دست کبوتراش ببرن تا آبی زلال آسمون رها بشم سبک بشم با یه عالم نور برای خودم و دوستام برگردم
باز هم دعامون کنید به رسم دوستی
مهرتونو بی پاسخ نمی گذارم
سال خوبی و براتون از امام رئوف می طلبم
دست پروردگار مهربون همراهتون...
یا حق