با من از شرجی ترین نقطه ی چشمانت حرف بزن...

تمام تن تو را خوب بلدم! 

می دانم کجای دلت باران می آید؛ 

و چه وقت بوسه هایت ابری ست ...


"زهره احمدی"


*******************


هنوز هم می بوسم ...

بالشتی که سرت را به من نزدیک تر می کرد ...


"زهره احمدی"


*******************


تو می روی ...

باد پشت سرت پرده ها را می رقصاند!!

فنجان چای هنوز تلخ لبخند آخر توست!!

تو می روی ...

و من تنهایی ام را در خودم به آغوش می کشم..

"زهره احمدی"