شب را با شرط خواب های تو صبح می کنم و روز را با خیال بودنت شب...

حالا تو باز بگو: بی من زندگی کن!

 

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان www.bahar22.com

 

بی تو؛

تمام زندگی ام,

حتی فعل هایم گذشته است...

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان www.bahar22.com

 

هوای تو را تا نفس می کشم؛

شهر قد آغوش تو می شود...

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان www.bahar22.com

 

آیینه ها هم بی اعتبار شده اند؛

وقتی تا نگاهشان می کنم به چشم هایم لبخند می زنی...

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان www.bahar22.com

 

مه زاد نوشت :

از عین و شین و قاف که بگذریم آخرین فصل هر قصه ای خط اولش دلتنگیست... حقیقت این است که بین هزاران هزار تا آدم بالاخره یک نفر می آید خودش را جا می کند گوشه ی دلت ... هی زمان می گذرد و آن آدم می شود صاحب بخش بزرگی از نفس های تو ... بعد اما یک روزی می رسد که چمدانش را می بندی تا برود ... گریه هایت را که کرده باشی ... از مرور تک به تک خاطرات که گذشته باشی کاسه آبی را خالی کنی پشت آخرین قدمهای مسافرت... در که بسته شد ... دیگر هیچ چیز نیست... جز تو و آن گوشه ی دلت که خالی شده از کسی و پر شده با چیزی به اسم دلتنگی، خط اول فصل آخر همه ی قصه ها... دلتنگی مرور لحظه های بی تو بودن است ... درست وقتی باید باشی و نیستی.راستی چه خوب که ما تمام خیابانهای شهر را فتح کردیم ...
ما فقط باران را کم داشتیم برای خوشبختی ...فقط باران را...