صبح با صدای کلاغای توی حیاط بیدار شدم
من که گفتم خدا کنه خیر باشه ...
اما نمی دونم چی شد تو راه که می اومدم حواسم نبود یه قاصدک و له کردم :((
بغضم ترکید
گفتم شاید ...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۰۳ ساعت توسط زهره احمدی
صبح با صدای کلاغای توی حیاط بیدار شدم
من که گفتم خدا کنه خیر باشه ...
اما نمی دونم چی شد تو راه که می اومدم حواسم نبود یه قاصدک و له کردم :((
بغضم ترکید
گفتم شاید ...